تبليغاتX
ســـون گــــــوروش
ســـون گــــــوروش تـــــقدیــــــــم به تــــنــــها عشــــــقم آرزو


بنام خدا که تو را به من هدیه داد

تقدیم به بهترین بهترینام آرزو

به خدا دیـــــــــوونه اتم عــــشقم


?اصغرکریمیان | در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 1:9 | پیوند  | 


بنام تنها ژناه قلب عاشقان

سلام به تنها ترین عشقم که قدر زمین و اسمون دوستش دارم

همیشه در قلب منی آرزو

تقدیم به تنها عشق ابدیم آرزو


?اصغرکریمیان | در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 0:57 | پیوند  | 


بنام تنها پناه قلب عاشقان تقدیم به تنها عشقم آرزو

?اصغرکریمیان | در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 1:1 | پیوند  | 


بنام تنهای تنها

آرزو عزیزم خیلی دوستت دارم و همیشه در قلب منی

سنی منیم قلبیمین سلطانی سن آرزو


?اصغرکریمیان | در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 21:31 | پیوند  | 


بنام آفریدگارعشق

تقدیم به تنها عشقم آرزو

خیلی خاطرتو میخوام عشقم


?اصغرکریمیان | در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 21:27 | پیوند  | 


بنام حق

Click Here And Join Us Now!

به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد


?اصغرکریمیان | در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 4:9 | پیوند  | 


بنام آفریدگار عشق

در ان نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم آرزو

دوستت دارم

تقدیم به تمام دنیام آرزو

تادنیا دنیاست دوستت دارم آرزو


?اصغرکریمیان | در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 3:57 | پیوند  | 


 

بنام تنها نوازنده گیتارعشق

 

كاش ميشد هيچ كس تنها نبود
كاش ميشد ديدنت رويا نبود
من دعاكردم براي بازگشت
دستهاي تو ولي بالا نبود
گفته بودي كه فردا ميرسي
كاش روز ديدنت فردا نبود

تقدیم به تنها ترین تنهای قلبم آرزو


?اصغرکریمیان | در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 3:51 | پیوند  | 


بنام تنها پناه قلب عاشقان

ای عشق من دوستت دارم همیشه تو توی خون و قلب منی دوستت دارم همیشه

تو رو برای این قلبم می خوام اخه قلبم تو هستی من هم بدون قلبم نمی تونم زنده

باشم . دوستت دارم آرزو

تقدیم به تنها عشقم آرزو

دوستت دارم آرزو


?اصغرکریمیان | در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 3:46 | پیوند  | 


تقدیـــــم به عشــــــــــقم

بی تو چه کنم؟

همیشه سربلندو یروز باشین


?اصغرکریمیان | در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت 19:18 | پیوند  | 


بنام تنها پناه قلب عاشقان

سلام . سلامی به زیبایی آسمان .سلامی به زیبایی ساده گی

دیگه روزگار ما هم اینجا تمام شد نه میخوام عاشق کسی باشم

نه هم کسی رو دوست داشته باشم چون میدونم هیچ کدومشون

به خاطر دل من با من دوست نشدن . پول تنها درمان مرض اونا هست

باشه یکی هم پیدا میشه تا به خاطر ما عاشق بشه نه به خاطر پول

ترنم عشق

تقدیم به تنها عشقم که هنوز پیداش نکردم


?اصغرکریمیان | در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت 19:14 | پیوند  | 


بنام تنها پناه قلب عاشقان

 

براي زندگي بايد ازدل گذشت .

براي باتو بودن بايدارعقل گذشت.

براي بي تو بودن بايد ازعشق گذشت.

پس بياباهم شويم تاكنيم دلي سرشاراز

عـــــــــشق وعقل سوزان از دل

فراموشم نکن تا می توانی

تــــادنـــيا دنـــــياســـــــــت خيـــلي دوســـــتت دارم آرزو


?اصغرکریمیان | در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 20:29 | پیوند  | 


بنام آفریدگار عــــــــشق

پاييزرا دوست دارم چون فصل غم است .

 

غم را دوست دارم چون اشك دل است .

 

دل را دوست دارم كه عشق را به من آموخت .

 

عشق رادوست دارم چون عشق دل من تويي .

 

ودر آخر تورا دوست دارم چون تو فقط مال مني

 

یادگاری

تـــــقديم به تــــمام هـــستيم آرزو

خـــــــــيلي دوســــــــتت دارم آرزو


?اصغرکریمیان | در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 20:23 | پیوند  | 


آی که چقدر تو رو دوست دارم و
میمیرم واسه تو، تو همیشه تو قلبمی
میمیرم واسه ی چشمهای قشنگت
بگو، بگو، بگو دوسم داری
دیگه نگو نمیای که میمیرم
وقتی که نیستی بهونه میگیرم
بازی نکن با دلم که میمیره
بیا که دلم پیش قلب تو گیره
نکنه که دیوونه شی به عشق من شک کنی
نکنه بی وفا شی بخوای منو ترک کنی
نکنه می خوای بری بازم می خوای بد بشی
شاید واست آتیش شدم می خوای ازم رد بشی

تو رو خدا وقتی میام نگو دیگه دیره
نگو که دلت یه جای دیگه ای اسیره
نگو نمیشناسی تو دیگه رنگ صدامو
نگو نمی فهمی دیگه معنی حرفاموووو

آی که چقدر تو رو دوست دارم و
میمیرم واسه تو، تو همیشه تو قلبمی
میمیرم واسه ی چشمهای قشنگت
بگو، بگو، بگو دوسم داری
دیگه نگو نمیای که میمیرم
وقتی که نیستی بهونه میگیرم
بازی نکن با دلم که میمیره
بیا که دلم پیش قلب تو گیره
نکنه که دیوونه شی به عشق من شک کنی
نکنه بی وفا شی بخوای منو ترک کنی
نکنه می خوای بری بازم می خوای بد بشی
شاید واست آتیش شدم می خوای ازم رد بشی

تو رو خدا وقتی میام نگو دیگه دیره
نگو که دلت یه جای دیگه ای اسیره
نگو نمیشناسی تو دیگه رنگ صدامو
نگو نمی فهمی دیگه معنی حرفاموووو

تقدیم به تنها عشقم آرزو

خیلی دلم برات تنگ شده


?اصغرکریمیان | در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 18:41 | پیوند  | 


تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست

حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيدا ست

من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم

افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست

---

زندگي دفتري از خاطرهاست ...

يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...

يک نفر همدم خوشبختي هاست ،

يک نفر همسفر سختي هاست ،

چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...

ما همه همسفريم

---

زندگی عشق است عشق افسانه نیست

آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست

عشق آن نیست که کنارش باشی

عشق آن است که به یادش باشی

---

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم

نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود.

زيبــــــاترين سخني که شنيدم

سکوت دوست داشتني توبود.

زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود.

زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود.

زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود.

زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود .

زيباترين تنهاييم گريه براي توبود .

زيباترين اعترافم عشق توبود .

---

به هركه دل بستم به اوانديشه اش ياري نبود

بين ما جز قلب سنگش هيچ ديواري نبود

زخمها خوردم ز دست نارفيقان بارها

هيچ زخمي همچو زخم عشق تو كاري نبود

---

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟

گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي..

سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد

گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

---

به دنبال كسي هستم كه با درد آشنا باشد

دلش غمگين خودش ساده كمي از جنس ما باشد

به دنبال كسي هستم كه گر گويم

غم خود را كه با سوز و غم ودردم

به هر جا هم نوا باشد

به دنبال كسي هستم كه عشقش واقعي باشد

نه دنيا و نه زر خواهد

نه طالب بر هوي باش

---

يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم

ترس تموم وجودمو برداشت که شايد

منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم!

سريع از کنار مرداب دور شدم.

حالا وقتي که مي بينم خودم مرداب شدم

دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم

و حالا مي فهمم ... گل نيلوفر مغرور نيست

اون خودشو وقف مرداب کرده...

---

اگه می دونستی قطره ی بارون

وقت دورشدن از ابرا چه حسی داشت "

اگه می دونستی یه بندر

وقت رفتن کشتیها چه تنها میشه "

اگه می دونستی درخت کاج

وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه "

اگه می دونستی که رفتنت

چه آتشی بر جانم کشید

این قدر راحت نمی گفتی : خداحافظ

---

تا باد هست خواهم لرزيد

و تا عشق هست خواهم وزيد

تا نگاه هست خواهم ديد

تا پگاه هست خواهم روييد

تا راز است ، خواهم جست

تا ريا هست خواهم شست

تا هستي است ،‌خواهم زيست

و تا مرگ هست ، خواهم خنديد

---

دل من باز گريست،

قلب من باز ترك خورد و شكست،

باز هنگام سفر بود و من از چشمانت مي خواندم

كه به آساني از اين شهر سفر خواهي كرد،

و از اين عشق گذر خواهي كرد،

ونخواهي فهميد،

بي تو اين باغ پر از پاييز است

---

هيچ كس ويرانيم را حس نكرد

وسعت تنهائيم را حس نكرد

در ميان خنده هاي تلخ من گريه پنهانيم را حس نكرد

در هجوم لحظه هاي بي كسي درد بي كس ماندنم را حس نكرد

آن كه با آغاز من مانوس بود

لحظه پايانيم را حس نكرد

---

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست

گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ...

غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست

که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم

---

اگر اميد و بهانه اي دارم براي زنده ماندن

قسم به نامت كه تويي آن بهانه من

خواهم تو را مهمان كنم در گوشه اي از قلب خود

آيا قبولش مي كني اين خانه ويرانه را ؟؟؟

---

ابيکرانه ي زندگي دو چيز افسونم مي کند

آبي آسمان که مي بينم و مي دانم که نيست

و خدا که نميبينم و مي دانم که هست

---

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني

 پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني

 چون اولين چيزي که مي شکنه دنياي خودته

---

سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ،

 عاقبت برعشق من خنديد و رفت ،

 اشك درچشمان سردم حلقه زد ،

 بي مروت گريه ام را ديد و رفت

---

ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم

 بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم

 آشنا با همه پنجره هاي شهرم

 چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم

---

زندگي ماحکايت آن يخ فروشي است

 که درگرماي تابستان يخ مي فروخت

چند ساعتي گذشت

 رهگذري ديد يخهاي اوتمام شده پرسيد:

خريدند تمام شد؟

 يخ فروش دردمندانه گفت:

نخريدند وتمام شد

 

تــــقديم به تك تك دقيقه هام كه بي او همه چيزم رو به فناست

 

آرزو خيلي دوســـــــــــــــتت دارم


?اصغرکریمیان | در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 21:8 | پیوند  | 


تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست

حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيدا ست

من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم

افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست

---

زندگي دفتري از خاطرهاست ...

يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...

يک نفر همدم خوشبختي هاست ،

يک نفر همسفر سختي هاست ،

چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...

ما همه همسفريم

---

زندگی عشق است عشق افسانه نیست

آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست

عشق آن نیست که کنارش باشی

عشق آن است که به یادش باشی

---

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم

نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود.

زيبــــــاترين سخني که شنيدم

سکوت دوست داشتني توبود.

زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود.

زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود.

زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود.

زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود .

زيباترين تنهاييم گريه براي توبود .

زيباترين اعترافم عشق توبود .

---

به هركه دل بستم به اوانديشه اش ياري نبود

بين ما جز قلب سنگش هيچ ديواري نبود

زخمها خوردم ز دست نارفيقان بارها

هيچ زخمي همچو زخم عشق تو كاري نبود

---

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟

گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي..

سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد

گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

---

به دنبال كسي هستم كه با درد آشنا باشد

دلش غمگين خودش ساده كمي از جنس ما باشد

به دنبال كسي هستم كه گر گويم

غم خود را كه با سوز و غم ودردم

به هر جا هم نوا باشد

به دنبال كسي هستم كه عشقش واقعي باشد

نه دنيا و نه زر خواهد

نه طالب بر هوي باش

---

يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم

ترس تموم وجودمو برداشت که شايد

منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم!

سريع از کنار مرداب دور شدم.

حالا وقتي که مي بينم خودم مرداب شدم

دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم

و حالا مي فهمم ... گل نيلوفر مغرور نيست

اون خودشو وقف مرداب کرده...

---

اگه می دونستی قطره ی بارون

وقت دورشدن از ابرا چه حسی داشت "

اگه می دونستی یه بندر

وقت رفتن کشتیها چه تنها میشه "

اگه می دونستی درخت کاج

وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه "

اگه می دونستی که رفتنت

چه آتشی بر جانم کشید

این قدر راحت نمی گفتی : خداحافظ

---

تا باد هست خواهم لرزيد

و تا عشق هست خواهم وزيد

تا نگاه هست خواهم ديد

تا پگاه هست خواهم روييد

تا راز است ، خواهم جست

تا ريا هست خواهم شست

تا هستي است ،‌خواهم زيست

و تا مرگ هست ، خواهم خنديد

---

دل من باز گريست،

قلب من باز ترك خورد و شكست،

باز هنگام سفر بود و من از چشمانت مي خواندم

كه به آساني از اين شهر سفر خواهي كرد،

و از اين عشق گذر خواهي كرد،

ونخواهي فهميد،

بي تو اين باغ پر از پاييز است

---

هيچ كس ويرانيم را حس نكرد

وسعت تنهائيم را حس نكرد

در ميان خنده هاي تلخ من گريه پنهانيم را حس نكرد

در هجوم لحظه هاي بي كسي درد بي كس ماندنم را حس نكرد

آن كه با آغاز من مانوس بود

لحظه پايانيم را حس نكرد

---

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست

گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ...

غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست

که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم

---

اگر اميد و بهانه اي دارم براي زنده ماندن

قسم به نامت كه تويي آن بهانه من

خواهم تو را مهمان كنم در گوشه اي از قلب خود

آيا قبولش مي كني اين خانه ويرانه را ؟؟؟

---

ابيکرانه ي زندگي دو چيز افسونم مي کند

آبي آسمان که مي بينم و مي دانم که نيست

و خدا که نميبينم و مي دانم که هست

---

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني

 پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني

 چون اولين چيزي که مي شکنه دنياي خودته

---

سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ،

 عاقبت برعشق من خنديد و رفت ،

 اشك درچشمان سردم حلقه زد ،

 بي مروت گريه ام را ديد و رفت

---

ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم

 بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم

 آشنا با همه پنجره هاي شهرم

 چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم

---

زندگي ماحکايت آن يخ فروشي است

 که درگرماي تابستان يخ مي فروخت

چند ساعتي گذشت

 رهگذري ديد يخهاي اوتمام شده پرسيد:

خريدند تمام شد؟

 يخ فروش دردمندانه گفت:

نخريدند وتمام شد

 

تقدیم به عشق تک تک دقیقام آرزو

خیلی دوستت دارم آرم


?اصغرکریمیان | در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 20:20 | پیوند  | 


دوست دارم
دوست دارم خیلی زیاد
 خیلی زیاد
امید وارم خوشت بیاد
این جمله ی منه
دوست دارم خیلی زیاد
فکر کردن اصلاً نمی خواد
دوست دارم خیلی زیاد
فقط واسه تو ساختمش
دوست دارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی می یاد
دفتر شعر من کجاست
واسه ناز اون نگات
می خوام امشب تا سحر ترانه سازی بکنم
 یه ترانه بسازم که جها نیشه
که همه دنیا بدونن هیشکی مثل تو نمی شه
باجمله های تکراری
دوباره بازی می کنم
باز خودمو گول می زنم قافیه سازی می کنم
دلم برات تنگ می شه
قافیش از سنگ می شه دلم فقط تورو می خواد
قافیشو نمیاد
هیچی توذهنم نمی یاد هیچی تو ذهنم نمی یاد
 خسته می شم از هرچی جمله س
که با حرف دله
نوشتن ترا نم خداییش انگار مشکله
دفترو می ذارم کنار
چشمامو رو هم می ذارم
تورو کنارم می بینم
بی اختیار بهت می گم دوست دارم خیلی زیاد 

دوست دارم خیلی زیاد
این جمله ی منه

           دوست دارم خیلی زیاد
فکر کردن اصلاً نمی خواد

   دوست دارم خیلی زیاد
فقط واسه تو ساختمش   

 دوست دارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی می یاد 

     این جمله ی منه
دوست دارم خیلی زیاد        

 شعر باید خودش بیاد
دوست دارم خیلی زیاد 

  قافیه لازم نداره
دوست دارم خیلی زیاد

  به چشماتم خیلی می یاد
 سهراب سپهری,شاملو,   

   حافظ و سعدی می خونم
دنبال یه حرف قشنگ تا صبح بیدار می مونم 

   گوشی رو بر می دارمو
یه زنگ به مریم می زنم 

  یه گوشه تنها می شینم
گیتارو با غم می زنم 

   این جمله ی منه
دوست دارم خیلی زیاد

   فکر کردن اصلاً نمی خواد
دوست دارم خیلی زیاد 

  فقط واسه تو ساختمش
دوست دارم خیلی زیاد

    به چشماتم خیلی می یاد
 این جمله ی منه 

  دوست دارم خیلی زیاد
شعر باید خودش بیاد 

   دوست دارم خیلی زیاد
قافیه لازم نداره  

       دوست دارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی می یاد  

   این جمله ی منه
دوست دارم خیلی زیاد  

  فکر کردن اصلاً نمی خواد
دوست دارم خیلی زیاد  

   فقط واسه تو ساختمش
دوست دارم خیلی زیاد  

     به چشماتم خیلی می یاد

این جمله ی منه   

     دوست دارم خیلی زیاد
شعر باید خودش بیاد 

  دوست دارم خیلی زیاد
قافیه لازم نداره     

     دوست دارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی می یاد  

  دوست دارم خیلی زیاد

تقـــــــــديــــــــم با عشق به آرزو خانوم گل

 


?اصغرکریمیان | در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 19:6 | پیوند  | 


ای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . جز یاد عزیزت . کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
قدر تو و احساس تو رو کسی نفهمید
دلت از همه رنجید
از عالم و آدم همه جا رنگ و ریا دید
دلت از همه رنجید
من مثل تو از دست همه رنج کشیدم
به جز غصه ندیدم
یک جرعه وفا از لب دریا طلبیدم
لب تشنه دویدم
ای تو نایاب . گوهر ناب
راز مخمل . ترمه خواب
ای توهمدل . ای تو همدرد
عاقبت عشق از تو گل کرد
عاشقم من . عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
ای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
ای وفادار . نازنین یار
ای نشسته بر دلت خار
ای بریده از من و ما
از گذشته مانده تنها
عاشقم من . عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
ای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . جز یاد عزیزت . کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست

تــــــقدیم به تنها عشقم آرزو خــــیلی دوستت دارم


?اصغرکریمیان | در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 ساعت 21:51 | پیوند  | 


بنام تنها پناه قلب عاشقان

بهت نمی گم دوست دارم ،ولی قسم می خورم دوست دارم

بهت نمی گم که هرچی بخوای بهت می دم ،چون همه چیزم تویی

نمی خوام خوابتو ببینم ،چون خیلی خوش تراز خوابی

اگه یه روز چشمات پراشک شددنبال یه شونه گشتی گریه کنی

صدام کن، بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پابه پات گریه می کنم

اگه دنبال مجسمه سکوت می گردی تا سرش داد بزنی ،صدام کن قول میدم

ساکت بمونم ،اگه دنبال خرابه گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی صدام کن

قلبم تنها خرابه وجود توست


?اصغرکریمیان | در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت 1:10 | پیوند  | 


عکساتو من دیده بودم
نامه هاتو خونده بودم
چشم براهت مونده بودم
گفتی دیوونه نگیر بهونه
گفتی دیوونه نگیر بهونه
سوختم و ساختم با خودم
دلم رو به هیچکس ندادم
عاشق هیچکی نشدم
گفتی دیوونه یادم می مونه
گفتی دیوونه یادم می مونه
ای بی وفا ...دلم رو شکوندی
ای بی وفا ...با من نموندی
ای بی وفا ...دلم رو سوزوندی
ولی با من نموندی
آخه منم یه آدمم ...عاشقه چشمای توام
هر چی باشه تا آخرش به پای چشمات می مونم
هر چی به دل گفتم نشو عاشقش
به پای اون میفتی تو آخرش
دیگه براش گریه نکن
هیچی بهش هدیه نکن
فکره اونم دیگه نکن
ای بی وفا ...دلم رو شکوندی
ای بی وفا ...با من نموندی
تو بی قرارم نبودی
چشم انتظارم نبودی
میومدی به خواب من اما کنارم نبودی
ای بی وفا ...دلم رو شکوندی
ای بی وفا ...با من نموندی
ای بی وفا ...دلم رو سوزوندی
ولی با من نموندی

هـــــــــــرجــــــــــــا باشـــــــــــــــــــــــــی دوســــــــــــــــتت دارم

آرزو


?اصغرکریمیان | در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 0:11 | پیوند  | 


وصیت نامه:

 بر سنگ مزارم بنويس:

زير اين سنگ جواني خفته ست

با هزاران اي کاش ...و دو چندان افسوس

که به هر لحظه عمرش گفته ست........

بنويس :

اين جوان بر اثر ضربه کاري مرده ست

نه بنويس:

اين جوان در عطش ديدن ياري مرده ست.........

جلوي روز وفاتم بنويس:

روز قربان شدن عاطفه در چشم نگار

روز پژمردن گل فصل بهار.............

روز اعدام جنون بر سر دار..........

روز خوشبختي يار..................

روي سنگم ينويس:

آي گلهاي فراموشي باغ

مرگ از باغچه کوچکمان ميگذرد داس به دست

و گلي از لبخند ميبرد از بر ما.......................


?اصغرکریمیان | در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 ساعت 12:47 | پیوند  | 


یه روز یه نفر یه جایی


?اصغرکریمیان | در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 ساعت 12:34 | پیوند  | 
خوش آمدید

بـــــسم الله الرحمن الرحیم

از این که به وبلاگ من سر زدید ممنونم شرمنده که همه مطالب وبلاگ پاک

شده خوب می خوام دیگه یه جور دیگه فکر کنم مسی هم برام مهم نیست

البته شما تاج سر ما هستین

الــــــــــــــــــــهی به امـــــــــید تــــــــــــــــــــــــو


?اصغرکریمیان | در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 ساعت 12:28 | پیوند  |